حبيب الله الهاشمي الخوئي

164

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

قوله « ولا دنوّه خديعة ولا خلابة » الخلابة بكسر الخاء المعجمة وتخفيف اللَّام الخديعة باللسان بالقول اللطيف من خلبه يخلبه من باب قتل وضرب خدعه ، والاسم الخلابة والفاعل خلوب كرسول . الترجمة از جمله خطب شريفهء آن امام دين است در وصف متقين . روايت شده كه مصاحبى بود از براي أمير المؤمنين عليه السّلام همام نام كه شخص عابدى بود پس گفت به آن حضرت كه يا أمير المؤمنين وصف كن از براي من پرهيز كاران را تا اين كه گويا من نگاه مىكنم بسوى ايشان ، پس سنگينى ورزيدند ودرنگ كردند آن حضرت از جواب أو ، وبعد از آن فرمود اى همّام بپرهيز از خدا وكار نيك بكن پس بدرستى كه خداى تعالى يار پرهيز كارانست وبا نيكو كاران . پس قناعت نكرد همام باين جواب تا اين كه سوگند داد بر حضرت در جواب گفتن پس حضرت حمد وثناى خدا را بجا آورد وصلوات فرستاد بر پيغمبر وآل أو پس گفت : أما بعد پس بتحقيق كه خداوند سبحانه ايجاد فرمود مخلوقات را وقتي كه ايجاد فرمود ايشان را در حالتي كه بي نياز بود از طاعت ايشان ، وأيمن بود از ضرر معصيت ايشان ، از جهت اين كه ضرر نمىرساند أو را معصيت كسى كه معصيت نمود ، ومنفعت نمىبخشد أو را أطاعت كسى كه أطاعت نمود ، پس قسمت فرمود در ميان مخلوقات معيشتها وگذرانى ايشان را ، وگذاشت ايشان را از دنيا در جايگاه ايشان كه لايق شأن ومناسب حال هر يكى باشد . پس پرهيز كاران در دنيا ايشانند أهل فضيلتها ، گفتار ايشان راست ودرست ، ولباس ايشان حدّ وسط است ، ورفتار ايشان تواضع وفروتنى است ، پوشيده اند چشمهاى خود را از چيزى كه خدا حرام كرده برايشان ، وواداشته اند گوشهاى خود را بر شنيدن علم منفعت بخشنده از براي ايشان ، نازل شد نفسهاى ايشان از ايشان